مجله اینترنتی Info Panel
 
:::مجــله ای بــرای هــمه ایــرانــیان:::

اخبار

موبایل

کامپیوتر

دوربین اتومبیل
دانلود موزیک
عکس آشپزی

مدل لباس

سلامت

خواص خوراکی ها

 فرصتهای شغلی

 فروشگاه


Make your flash banner free online
 

تاریخ انتشار سه شنبه 14 شهریور 1396 :
:




قدر فرصتهارابدانیم

شرط گاوی
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.»
مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد. جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.»
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت!
زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.








طبقه بندی: سخن بزرگان، 
توسط کیانوش
برچسب ها: حکایت، آموزنده، حکایت های کوتاه و پند آموز، شرط گاوی،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به مجله اینترنتی Info Panel می باشد.
قالب وبلاگقالب وبلاگ